![]() |
![]() |
|
|
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند ......
تنها که می شوم میروم سراغ دفتر خاطرات زندگیم ، همه ی صفحات را ورق می زنم ، 1-2-3-..............تا صفحه ی آخر ، چقدر صفحه سیاه کرده ام !!!!بی هیچ دلیلی!!نه حرفی ، نه ....نمی دانم چه بگویم و چه بنامم این دفتر عظیم سرنوشت را تا به کجا مرا با خود خواهد برد !شاید تا چند دقیقه ی دیگر و شاید تا سالیان دیگر ..........نمی دانم !!!! تنها در گوشه ای از خانه ی محقر و کوچک ، در اوج تنهایی خود غوطه ورم ! نه صدایی است ، نه همهمه ای !!عجیب است ! خیلی وقتها به دنبال سکوت بوده ام ! هنوزم هستم و این سکوتم را خیلی دوست میدارم ، اکنون زمان رسیده است که در این سکوت بی نهایت افسار دلم را رها کنم تا چون اسب وحشی بتازد ، آخ اسب وحشی مرا به یاد داستان بریدا انداخت !احساسات چون اسبهای وحشی اند آنها را باید به حال خود گذاشت !!!!!پس زمان آن رسیده که اسب احساساتم را به حال خود بگذارم !چقدر زیباست!! اکنون می توانم در جای جای ذهنم راهی پیدا کنم تا باز به خودم برسم !می خواهم یک ریز خرف بزنم و عجیب که به این نمی اندیشم شاید خواننده ای نداشته باشم ! مهم نیست ! بعد از گذشت سالیان متمادی خواهند فهمید که چون منی هم وجود داشته ! بگذار کمی هم بر بزرگنمایی خودم بخندم ! نمی شود که همیشه بغض کرد !!!!!!!و ........می خواهم بنویسم که صدای sms سکوت مرا بر هم می زند !و چند لحظه بعد صدای باز شدن در به کلی رشته ی افکارم را پاره می کند و دیگر نمی دانم که چگونه تمام کنم این تمام نا تمام گفته هایم را !!!!!!سعی می کنم باز خود را در لابلای سکوتم پیدا کنم و باز ادامه می دهم ...... تنهایی دیگر عذابم میدهد !گوشی تلفن را بر میدارم و شروع می کنم به شماره گرفتن !!!!!این که جواب نمی دهد ...یک شماره ی دیگر ......باز یک شماره ی دیگر ........عجیب است !کسی جواب نمی دهد و این ............چرا کسی جواب نمی دهد!!!!!!!!!
با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی ، شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد ! زندگی شوق رسیدن به همان فردایست تو نه در دیروزی و نه در فردایی قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
دوستان عزیز منتظر نظر ها و پیشنهادهای شما هستم . ۰۹۳۵۵۶۱۴۸۳۲
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 19:29 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
بي وفايي كن، وفايت مي كنند
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني
چه باید گفت به حسی که منو از چشم تو دزدید ؟ کدامین آرزوی خام، کدامین حس نامحرم، کدامین سرنوشت تلخ، بازی کرد با جانم ؟ ندانستی عزیز من چه کردی با خیال من ندانستی عزیز من
در سکوت تنهايي خود به يادتت مي افتم و سرپاي وجودم از عشقت لبريز ميشود به اميدي روزي که بيايي و غروب دلتنگيها را به سپيده با تو بودن برساني و دفتر سرنوشت مرا با سرانگشت معجزه گرت ورق بزني وقتي به تو فکر ميکنم در خلوت تنهاييم ديگر تنها نيستم....
زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:47 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
چه فایده من اگر زیباترین شعر های عالم را بسرایم و تو با حجب و حیای دخترانه فقط بگویی:خیلی قشنگند! وقتی که چشمای تو قشنگ تر از شعر های من است من هیج وقت نتوانسته ام چشم در چشم تو بدوزم و بگویم: خیلی قشنگند!
وقتی شب , شب ِ سفر بود توی کوچه های وحشت
سوال دارم زندگي - چرا گذشت بچگي؟ نه غم داشتيم نه غصه - نه دل پوسته پوسته نه ميدونستيم مرگ چيه ؟ - افتادن برگ چيه؟ نه از كسي فراري - نه احساس بيزاري نه نامرد مي شناختيم …
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:15 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
دراين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟ نمي يابي نشان هرگز توازعشق وجوانمردي! بروبگذر از اين بازار'' ازاين مستي وطنازي اگرچون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي
زندگي گل سرخي است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است. چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي!چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم
یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛
بدان که اگر کسي را براي يکبار، يکروز، دوست دارم، تورا براي هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم...
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس
زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....
سه درد آمد به جانم هر سه يکبار- غريبي و اسيري و غم يار – غريبي و اسيري چاره دارد- غم يار و غم يارو غم يار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:51 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
ماه پربركت رمضان، ماه ليالي قدر است و درهاي رحمت و عطوفت الهي در اين ماه به روي همه باز است تا بندگاني كه در معصيت و گناه غرق شده اند، شبانه به اقيانوس معرفت بپيوندند و با توبه و انابه و فريادالغوث الغوث روح خود را از زنگار معاصي پاك كنند. پروردگارا در اين ماه مبارك، مرا و خانواده ام را از بهترين روزه داران درگاهت قرار ده.
قشنگترين لحظه هامو با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بدوني چقدر دوستت دارم آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشدرهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
صادقانه بي بهانه تا قيامت بي نهايت من فدايت
نجوم نخوندم , ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... فيزيک نخوندم , ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست * زيست شناسي نخوندم , ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه * شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بيا
آرزوهایت را یادداشت کن خداوند آنها را فراموش نمی کند
سنگی که طاقت ضربه های تیشه رو نداره تندیس زیبایی نمیشه از زخم های تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:8 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمیگردم
اگه یه نامه باشم پر از پیامهای خوب كاشكی جوابم تو باشی اگه یه عابر باشم اسیر توفان شن كاشكی سرابم تو باشی پر از گناهم اگر رها شده بی خبر كاشكی گناهم تو باشی اگه تمام تنم دو چشم خسته باشه كاشكی نگاهم تو باشی تو در من تب خوندنی تب تند فریاد تو اصلا تمام منی یه سایه یه همسفر یه همزاد
اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:8 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
قدر آیینه بدانیم تاچو هست نه در آن روز که افتاد و شکست *** ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم... *** عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد. *** روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو
اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش .
چه خوش باشد كه بعد از انتظاري به اميدي رسد اميدواري زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ... *** تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 10:14 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
منتظر كسی باش كه اگه حتی در ساده ترین لباس بودی، حاضر باشه تو رو به همه دنیا نشون بده وبگه كه: "این دنیای منه
یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
تو همون شعر غريبي ، عاشقونه بي فريبي تو براي دل خوشي هام ، يه سبد ستاره چيدي تو همون ناجي عشقي ، تو همون نسيم دريا كاش برام خبر بياري از طلوع صبح فردا ***** منم اون دختر تنها ، عاشق يه جور سكوتم تو طلوع جايي نداشتم ، من بايد تنها مي موندم منم اون سردي يك آه ، با غريبي هم نشينم تو دل جسته لطيفم ، چيزي جز غم نمی دیدم منم اون تاريكيه شهر ، وقتي اومدي سراغم دل من روشن شد از عشق ، تو چراغ شب تارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:8 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم خدايا کمکم کن تا در عشق او بهترين و شيرين ترين باشم به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام تپش قلب دلیلی دارد.....من سوالی دارم ،تپش قلب من از بابت چیست؟؟ قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود
زيباترين عكسها در اتاقهای تاريک ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريک زندگيت واقع شدی . . . بدون كه خدا می خواد یک تصوير زيبا از تو بسازه نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟ شمع جواب داد مگه ميشه کسي که تو قلبمه بسوزه و من اشک نريزم
زیبایی مثل گلی.....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:7 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
هيچکس تنهاييم را حس نکرد لحظه ويرانيم را حس نکرد در تمام لحظه هايم هيچکس وسعت حيرانيم را حس نکرد آن که سامان غزلهايم از اوست بي سر و سامانيم را حس نکرد وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را آفريدي *.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست.... *.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يك بي وفا كم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود. *.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* هيچوقت عشق رو گدايي نكنيد آخه هيچوقت چيز باارزشي به گدا داده نميشه!!!اينو مطمن باشيد *.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد مي شود .
خسته و درمونده بودم از همه جا رونده بودم به هر خونه ميرسيدم مهمون نا خونده بودم هيچكي حسابم نميكرد هيچكي جوابم نمي داد از تشنگي ميمردم و هيچ كسي آبم نمي داد يه مدت غريب بودم تو غصه شديد بودم اما يه روز جمعه اي كه خيلي نا اميد بودم فرشته مهربوني منو دوباره زنده كرد اون كه با دست كوچيكش بزرگا رو شرمنده كرد . *.*.*.*.*.**.*.*.*.*.* ديگه دلداري ندارم هيچكسي پا نميزاره به سراچه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم اين سوال بي جوابم هركي امد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دلمم مثل عروسك ساده بود دل به دلش باخت گله وگلايه نيست بي وفايي رسم عشقه عاشقا تنها ميمونن تنهايي مرام عشقه چي بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 18:57 توسط تنهاترین تنها (مجتبی) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم خدايا کمکم کن تا در عشق او بهترين و شيرين ترين باشم به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام
نام : مجتبی خونیکی تاریخ تولد : 2/2/1368 شهرستان : بیرجند شماره تماس .. 09355614832 |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اس ام اس |
|
RSS
|